---
سانتوشا دومین زیر شاخه از دومین اصل یوگا (نیاما) است. نیاما یا انضباطات فردی بعنوان تنه درخت یوگا معرفی شده. در مورد سانتوشا یا رضایت مندی contentment در کتاب چکیده دانش یوگا light on yoga  آمده است:

" جان را باید به سنتوشا یا رضا پرورد. جان نارضامند را توان تمرکز نیست. یوگی نبود چیزی را احساس نمی کند و به طور طبیعی راضی است. یوگی از رضا به سعادت بی همتا دست می یازد. فرد راضی کامل است چرا که عشق خدا را دریافته است و وظیفه خود را به انجام رسانده است. چنین کسی به سبب شناختن راستی و سرور به رستگاری رسیده است.

رضا و آرامش حالاتی از ذهن هستند. نژاد، اصول عقاید، توانمندی و آموخته ها بین آدمیان جدایی می افکنند. جدایی اختلاف را پدید می آورد و از اختلاف تعارضهای آگاهانه و ناآگاهانه بروز می کند که به پریشانی و آشفتگی فرد می انجامند. در این صورت ذهن نمی تواند یک دل (ekagra) (one-pointed)گردد و به آرامش برسید. رضا و آرامش زمانی حاصل می شود که شعله روح در باد آرزو نجنبد. ساداکا (جستجوگر حقیقت) به دنبال آرامش خالی یک مرده نیست. او به دنبال آرامش کسی است که خرد وی کاملاً در خدا بن افکنده باشد."

از آنجا که سانتوشا یک حالت ذهنی بسیار مهم است برای ایجاد آن در خود توصیه شده که یک چیز را در زندگیت پیدا کن که بتوانی نسبت بهش راضی و شاکر باشی.
ذهن ما در حالت ناآگاه خود مرتب گله مند و شاکی است و بیشتر و بیشتر میخواهد و گاهی هم برعکس نخواستن را میخواهد! برای رهایی از این حالت ذهنی ما نیازمند شکر و سپاس و رضا هستیم. اول یک چیزی در زندگیمان پیدا میکنیم که نسبت بهش شاکر باشیم بعد ممکن است آن چیز تغییر کند و یا از بین برود اشکالی ندارد یک چیز دیگر پیدا میکنیم. هدف، حالت ذهنی شاکر بودن است و نه وابستگی و چسبیدن به چیزها... کم کم این حالت ذهنی در ما نهادینه میشود و ترس، غم و اندوه و خیلی از ناآگاهیهای دیگر در سایه سانتوشا از بین میروند.

میگویند خداوند همانقدر از ما راضی است که ما از او راضی هستیم!

.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
 "در ساروانگآسانای صحیح، ذهن، بدن و روح یکی هستند. وقتی متوجه شوید که ذهن جدا شده، بدن جدا شده، بایستی حرکت را اصلاح کنید.

در کشش کلی حرکت یک تغییر شیمیایی در مغز بوجود میآید و مغز و بدن کاملاً سبک، آرام، ثابت و ساکت می شوند. هیچ فکری وجود ندارد، آگاهی فقط در بدن حرکت میکند و نه خارج از آن. بنابراین لزومی ندارد به شاگردان یادآوری کنید که به خود توجه کنند این اتفاق بخودی خود میافتد اگر حرکت، صحیح باشد..." : استاد آیینگر

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
Controlling our desires is a continual pruning process.

B.K.S Iyengar

کنترل تمایلات و خواسته هایمان یک پروسه مداوم هرس و پالایش است: استاد آیینگر

.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
Just as we take a bath everyday, we eat food, drink water and sleep at night, similarly we have to practice these āsana-s (Salamba Sirsasana & Salamba Sarvangasana) every day. We have to make it a habit to see that in our practice pro-gramme, even if nothing else is done, headstand, shoulderstand and variations are always done
Geeta Iyengar
همانطور که ما هر روز استحمام میکنیم ، غذا میخوریم، آب می نوشیم و شبها میخوابیم، دو آسانای سالامبا شیرش آسانا و سالامبا ساروانگ آسانا را هم باید انجام دهیم. باید عادت کنیم آنها را در پیش برنامه تمرینی خود  بگنجانیم حتی وقتی هیچ تمرین دیگری انجام نمیدهیم ایستادن روی سر و شانه و تنوعهای آنها را همواره انجام دهیم: گیتا آیینگر
 
سالامبا اشاره به استفاده از وسیله کمکی و ساپورت کردن سر و گردن و شانه ها دارد.
ترتیب حرکات هم مهم است بطوری که همیشه شیرش آسانا قبل از ساروانگ آسانا انجام میشود.
 
پ.ن: لازم به توضیح است که بخصوص ایستادن روی سر، حداقل بعد از شش ماه تمرین یوگا و انجام حرکات آماده سازی بسته به توان و قدرت بدن فرد انجام میشود. انجام اشتباه و در زمان نامناسب آن، آسیب زننده است.
 
سالامبا شیرش آسانا (پدر آساناها)
سالامبا ساروانگ آسانا (مادر آساناها)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"وقتی به آسانا می روید، تمام انرژیهای بدن و ذهن باید فقط در آن جهت جریان یابند. پس از اینکه آسانا را یاد گرفتید و توانستید در آن بمانید، انرژی متمرکز شده شروع به پخش شدن می کند و این انرژی پخش شده اگر درست هدایت نشود احساس ناهماهنگی در شما ایجاد می کند. وقتی انرژی پخش شده به جای هدایت شدن پراکنده شود، شاگردان می گویند: «وای چرا اینجا درد می گیرد و آنجا درد نمیگیرد؟ چرا اینجا احساس کشش می کنم و آنجا نه؟» این موشکافی در آساناها یعنی اینکه شما دیگر مبتدی نیستید.

این پرسشها را می شود به آسانی چنین پاسخ داد که یک جای تمرین شما اشتباه است. اما در واقع احساس درد و عدم تعادل به دلیل اشتباه انجام دادن آسانا نیست. برعکس، به این دلیل است که شروع کرده اید به احساس جریان انرژی، شروع کرده اید به درک عدم توازنی که در بدنتان هست."

از کتاب یوگا در عمل نوشته گیتا آیینگر

.

براساس این خرد، آدم میفهمد چرا ماندن در آسانا گاهی چنان دردناک است ... انگار دکمه های عدم توازن بدن را به صدا در می آورد... نقاط کور بدن که انرژی آسانا را به آنجا هدایت نکرده ایم صدایشان در می آید و میخواهند دیده شوند!

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
In Sirsasana (headstand), "you are all holding yourselves rigid, you need to be fluid to adjust.
در شیرش آسانا (ایستادن روی سر) همگی شما خودتان را محکم نگه میدارید، در حالیکه لازم است نرم و سیال باشید تا تصحیح و میزان شوید.
Guruji at  Women's class
از سخنان استاد آیینگر در کلاس خانمها
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"ساتوری در تعالیم ذن، نگاه کوتاهی به درون است. ساتوری لحظه حضور است،
دور شدن برای مدتی کوتاه از صدایی که در سرتان داد می زند، از روندهای فکری و بازتاب آنها در بدن که به صورت احساس (یا هیجان) است.
این یک گشایش درونی و ظهور فضایی است که پیش تر توسط افکار و آشوب احساسات اشغال شده بود. "

از کتاب  زمینی نو نوشته اکهارت تله

 یک لحظه ساتوری یا بیداری میتواند کل روز فرد را تحت شعاع قرار دهد. بقول یکی از مربیانم ما یکساعت مراقبه میکنیم به امید یک لحظه (فقط یک لحظه) فرارفتن از ذهن (ساتوری) که بیشتر مواقع هم اتفاق نمی افتد.
بنظرم تمام تلاش ما از هر کاری رسیدن به این لحظه سکوت ذهن و آرامش است بعضی ها از راه تجارت و کار و پول و روابط و ... دنبال این آرامشند بعضی ها از راه یوگا و مراقبه و عبادت و ... ارزشیابی اینکه دیگران دارند چکار میکنند که به این لحظه برسند ما را از رسیدن به آن باز میدارد!

"نقلست روزي نو آموز تازه واردي به ديدن راهب بزرگ ذن رفت و گفت: استاد، من تازه به کسوت راهبان در آمده ام و بسيار مايلم حقيقت ذن را دريابم ... استاد نگاهي کرد و گفت: شام خورده اي!؟ شاگرد متحیر گفت: بله استاد! استاد گفت: بسيار خوب! برو و کاسه ات را بشور!!"

.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"هر موجود زنده ای ناخودآگاهانه دعای soham (او من هستم) را با هر دم و دعای hamsah (من او هستم)  را با هر بازدم خود ادا میکند.

(sah=او=روح نامیرا) ... (aham=من)

این آجاپا مانترا (دعای مکرر ناخودآگاه) در اندرون هر موجود زنده ای در طول زندگانیش تکرار میشود. یوگی کاملاً اهمیت این آجاپا مانترا را درمی یابد و از جمله محدودیتهای دربند کشنده روحش رها می شود. او دم هستی خود را در مقام قربانی، پیشکش خدا می کند و رحمت زندگی را از جانب او دریافت می کند."

 از کتاب چکیده دانش یوگا light on yoga نوشته استاد آیینگر

.

او من هستم (He am I)... من او هستم (I am He)...

او من هستم... من او هستم...او من هستم... من او هستم...او من هستم... من او هستم... 

دم.... بازدم.... دم.... بازدم.... دم.... بازدم....

Hamsah.... Soham....Hamsah.... Soham....Hamsah.... Soham....

.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
نمیدانم چرا برای سطوح مبتدی یوگا، مربیی را انتخاب میکنند که تازه مربی شده و هنوز تجربه ای ندارد.

در حالیکه سطوح مبتدی مهمترین سطوح یوگاست. شالوده یوگا در سطوح مبتدی ریخته میشود. یک اشتباه یا ندانستن میتواند شاگرد را دچار مشکلات عدیده کند بحدی که یوگا را کنار بگذارد.

در سطوح پیشرفته شاگرد خودش میداند دارد چکار میکند، حدش را بهتر میشناسد. نتوانستنهایش را دارد با عشق کشف و رفع میکند (زیاد وابسته و نیازمند درک و عشق مربی نیست). وضعیتش به مراتب بیشتر متکی به خرد درونی اش است و مربی بیشتر یک گرداننده کلاس است. مربی سطوح پیشرفته شدن خیلی راحتتر است تا سطح مبتدی.

ولی هنوز که هنوز است مربیهای تازه کار را برای سطوح مبتدی میگذارند! کی قرار است این رویه اشتباه اصلاح شود معلوم نیست.

.

برای یکی از بستگانم که مایل بود یوگا را شروع کند دنبال یک کلاس خوب میگشتم. دلم نمیخواست شروعش فقط یک ترم باشد و بعد رها کند. اما برای خودم باورکردنی نبود که دلم نمیآمد با هیچکدام از مربیان مبتدی که میشناختم کار کند. میترسیدم از یوگا زده اش کنند. مرتب ناتوانیهایش را گوشزد کنند. بداخلاقیهایشان را میشناختم و دلم نمیآمد یکی از عزیزانم را به آنها بسپرم.

کاش مربیهای بخصوص سطوح مبتدی قبل از اینکه وارد کلاسی شوند تصور کنند این افراد همه بستگان عزیزشان هستند. مراعات سن و خستگیها و ناتوانیهایشان را بکنند. چیزی که بیشتر یک مربی قدیمی میتواند آنرا رعایت و درک کند که او هم متاسفانه سراغ دوره های مبتدی نمیرود!

.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم تیر 1393ساعت   توسط ساندیا |