---
 " برای یوگی مرگ پدیده مهمی نیست. در لحظات و شرایطی که او مرگ را نزدیک می بیند، ترسی به دل راه نمی دهد. برای او مردن حادثه ای بی اهمیت است. او فقط به زندگی اهمیت میدهد. او انواع و اقسام دردها را در زندگیش داشته و پس از بدست آوردن تسلط خاص بر درد، شفقت خود را برای کمک به جامعه و حفظ خلوص و پاکیش گسترش میدهد . یوگی بیش از این به مساله یا مضمونی علاقه ندارد. "

Death is unimportant to a yogi he does not mind when he is going to die. What happens after death is immaterial to him. He is only concern with life - Having undergo various types of pain in his life and having aquired a certain mastery over pain he develops compassion to help society and maintains himself in purity and holiness the yogi has no interest beyond that

اینها سخنان استاد آیینگر در کتاب درخت یوگاست. او امروز در سن 96 سالگی درگذشت. روحش شاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
پراشانت آیینگر میگوید:

آساناها وسیله هستند. آنها میتوانند در جهات گوناگونی مورد استفاده قرار گیرند. همگی شما، آنها را به شکل تمرین ورزشی بکار میبرید اما آنها قرار است برای اتصال (yog) مورد استفاده قرار گیرند. قرار است آنها وسیله ای برای تبدیل باشند.

آساناها مثل تخته سیاه هستند. یادگیری تکنیکها و جنبه بدنی آساناها مانند مطالعه ساختار تخته سیاه است اما تخته سیاه طراحی شده برای خواندن و مطالعه آنچه در آن نوشته میشود. محتویات تخته سیاهی که در بردارنده شماست را بخوانید تا شاید چیزی باد بگیرید.

از آساناها برای رسیدن به حالت اتصال Yog استفاده کنید که همانا تعالی، اصالت، تجرد روحی، پاکی، تقدس، تعادل، متانت و ... می باشد.


 Asanas are tools, they can be used in a variety of ways, you are all using them as a form of exercise, this is yogaaa, but they are meant to be used for Yog! To be used for becoming.
"Asanas are like blackboards, learning the technical, bodily aspect of the asanas is like studying the structure of the blackboard…  But blackboards are meant for reading and studying what's written on them. Read the blackboard of your embodiment, then you'll get some education."
"Use the asanas to get to the state of Yog which is sublimity, nobility, virginity, purity, sanctity, equilibrium, equanimity, … "

.

 پ.ن: براساس این خرد، بشخصه تا بحال یوگا نکرده ام فقط در بهترین وضعیت، آسانا تمرین کردم و بعبارتی ابعاد تخته سیاه را اندازه گرفته ام!

.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 

http://www.yoganatomy.com/2012/02/yes-you-can-injured-doing-a-headstand/

حرکت سمت راست آسیب زننده تر است و دلایلش را خطوط به خوبی نشان میدهد.

.

"مرد جوانی برای دیدن یک هنرمند بزرگ راهی ژاپن شد و پس از شنیدن سخنرانی او پرسید: من میخواهم بزرگترین هنرمند این سرزمین بشوم. این کار چقدر طول می کشد؟ استاد جواب داد: ده سال.

مرد جوان گفت: استاد اگر خیلی باهوش باشم و شبانه روزی هم کار کنم چقدر طول می کشد؟
استاد جواب داد: بیست سال!!!"

از کتاب «پیرو قلب خود باشید» نوشته اندرو متیوس

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
یوگا در ذهن اکثریت بعنوان فعالیتی آرام و راحت و ریلکس کننده تداعی میشود. در حالیکه از جهتی میشود گفت این تعبیر اشتباه است!  ریلکس بودن عضلات و استخوانها مدنظر یوگا نیست کما اینکه در آساناها در هر قسمت بدن انقباض یا کشش وجود دارد بلکه منظور، ریلکس بودن بدن درونی در طی آساناست.

قبلاٌ سایت معجزه یوگا را در این نوشته معرفی کردم. کریستین لی بی، ریلکسیشن را بعنوان یکی از رازهای یوگا معرفی کرده اما نکات خیلی مهمی در این راز وجود دارد. درست یا غلط بودن آن را مطمئن نیستم ولی از آنجا که او مربی سبک آیینگر است برایم قابل اعتمادتر است. چون بنظرم تنها سبکی است که مربیانی باسوادتر دارد که سالها بایستی شاگردی کنند و با یکبار مربی شدن هم کارشان تمام نمیشود باید هم شاگرد باشند و هم اینکه مدرکشان را مرتب به روز نگهدارند.

او میگوید بنا به فلسفه یوگا بدن خارجی ما تشکیل شده از استخوانها و عضلات که کارشان حفظ و نگهداری بدن داخلی ماست. بدن داخلی ما از طریق بررسی وضعیت صورت قابل دسترسی و شناسایی است. میگوید در آساناها ما مرتب در حال فعالیت شدید با بدن خارجی هستیم اما لازم است در همان زمان بدن درونی ما در وضعیت رها و ریلکس باقی بماند. برای اینکار مرتب باید حواسمان به چهره امان باشد. هربار که ناآگاهانه اخم کرده ایم یا صورت را جمع کرده ایم یعنی قسمتی از بدن درونی (دستگاه تنفس، گردش خون، سیستم ایمنی، گوارش، غدد درون ریز، تولید مثل، و سیستم عصبی) را تحت فشار قرار داده ایم!

این قضیه یک راهنمای خوب برای مربیان است. آنها از روی تغییر حالت ناآگاهانه چهره افراد میتوانند بفهمند که بدن داخلی شاگرد ریلکس هست یا دارد فشار اضافه و غیرلازمی به بدن درونی اش میآورد.

.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 

 Practice of asanas without the backing of Yama and Niyama is mere acrobatics.

تمرین آساناها بدون یاری گرفتن از یاما و نیاما بندبازی صرف است.

استاد آیینگر

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 

 .

لینک دانلود کتاب light on yoga استاد آیینگر به زبان انگلیسی

.

سوادهیایا چهارمین بخش نیاما (انضباطات فردی) می باشد.

"سوا sva به معنای خود و ادهیایا adhyaya به معنی مطالعه یا پروردن است. پروردن یعنی آشکار کردن بهترینهایی که در درون فرد قرار دارند. بنابراین سوادهیایا به معنای پروردن خود است. سوادهیایا متفاوت از آموزش صرف است. مثل شرکت کردن در یک سخنرانی که سخنران، آموخته های خود را در برابر نادانی شنوندگان خود به نمایش می گذارد، نیست.
هنگامی که برای سوادهیایا گرد هم می آییم. سخنران و شنونده یک دل اند و همدیگر را به صورت دو جانبه دوست می دارند و به هم ارج می نهند. کسی وعظ نمی کند و با یکدلی برای دیگران سخن رانده می شود. به تعبیری اندیشه های شریف برخاسته از سوادهیایا وارد جریان خون فرد می شود و به پاره ای از زندگی و هستی وی تبدیل می شود.

شخصی که سوادهیایا را تمرین می کند در عین نوشتن و بازبینی کردن کتاب زندگی خویش آن را می خواند. دیدگاه چنین کسی نسبت به زندگی تغییر می کند و در می یابد که مقصود از آفرینش، باکتی (نیایش) است تا بوگا bhoga (خوشی). او می فهمد که جمله آفرینش خدایی است و خدائیتی در درون دارد و نیروی جنباننده وی همان است که کل جهان را به جنبش در می آورد.

... سوادهیایا مطالعه موضوعی است که بنیاد یا سرچشمه جمله موضوعات و اعمال دیگر است. موضوعات دیگر بر بنیاد آن استوارند. اما این خود به چیز دیگری تکیه ندارد.

برای سالم، شاد و آرام ساختن زندگی لازم است تا در جایی آرام، به طور منظم متون الهی را مطالعه کنیم. مطالعه کتاب های مقدس جهان ساداکا (جستجوگر حقیقت) را قادر می سازند تا با تمرکز بر موضوعات مشکل زندگی، آنها را فرو گشاید. این کار نادانی را از بین می برد و به معرفت می انجامد. نادانی را آغازی نیست. اما فرجامی برای آن وجود دارد. معرفت را آغازی است اما فرجامی برای آن نیست. ساداکا گوهر روح خویش را به یاری سوادهیایا در می یابد و با خدا یگانه می شود. کتابهای مقدس جهان برای مطالعه همه آدمیان است و تنها برای پیروان یک دین ویژه در نظر گرفته نشده اند. همچنانکه زنبور شیره را از گلهای گوناگون می مکد ساداکا نیز چیزهایی را از ادیان دیگر می گیرد که او را درفهم بهتر باور خود یاری می رسانند.

زبان شناسی تاریخی philology زبان نیست بلکه دانش زبانهاست و مطالعه آن به فرد یاری می رساند تا زبان خود را بهتر بیاموزد. به همین سان یوگا (مثل عرفان) دین نیست بلکه دانش ادیان است و ساداکا با مطالعه آن به درک بهتری از باور خود می رسد."

برگرفته از کتاب چکیده دانش یوگا ترجمه صفحه 38 و 39 لینک فوق

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 

B.K.S Iyengar: The brain is the hardest part of the body to adjust in asanas

مغز، سختترین قسمت بدن برای اصلاح و تنظیم در آساناها محسوب می شود : استاد آیینگر

.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
سانتوشا دومین زیر شاخه از دومین اصل یوگا (نیاما) است. نیاما یا انضباطات فردی بعنوان تنه درخت یوگا معرفی شده. در مورد سانتوشا یا رضایت مندی contentment در کتاب چکیده دانش یوگا light on yoga  آمده است:

" جان را باید به سنتوشا یا رضا پرورد. جان نارضامند را توان تمرکز نیست. یوگی نبود چیزی را احساس نمی کند و به طور طبیعی راضی است. یوگی از رضا به سعادت بی همتا دست می یازد. فرد راضی کامل است چرا که عشق خدا را دریافته است و وظیفه خود را به انجام رسانده است. چنین کسی به سبب شناختن راستی و سرور به رستگاری رسیده است.

رضا و آرامش حالاتی از ذهن هستند. نژاد، اصول عقاید، توانمندی و آموخته ها بین آدمیان جدایی می افکنند. جدایی اختلاف را پدید می آورد و از اختلاف تعارضهای آگاهانه و ناآگاهانه بروز می کند که به پریشانی و آشفتگی فرد می انجامند. در این صورت ذهن نمی تواند یک دل (ekagra) (one-pointed)گردد و به آرامش برسید. رضا و آرامش زمانی حاصل می شود که شعله روح در باد آرزو نجنبد. ساداکا (جستجوگر حقیقت) به دنبال آرامش خالی یک مرده نیست. او به دنبال آرامش کسی است که خرد وی کاملاً در خدا بن افکنده باشد."

از آنجا که سانتوشا یک حالت ذهنی بسیار مهم است برای ایجاد آن در خود توصیه شده که یک چیز را در زندگیت پیدا کن که بتوانی نسبت بهش راضی و شاکر باشی.
ذهن ما در حالت ناآگاه خود مرتب گله مند و شاکی است و بیشتر و بیشتر میخواهد و گاهی هم برعکس نخواستن را میخواهد! برای رهایی از این حالت ذهنی ما نیازمند شکر و سپاس و رضا هستیم. اول یک چیزی در زندگیمان پیدا میکنیم که نسبت بهش شاکر باشیم بعد ممکن است آن چیز تغییر کند و یا از بین برود اشکالی ندارد یک چیز دیگر پیدا میکنیم. هدف، حالت ذهنی شاکر بودن است و نه وابستگی و چسبیدن به چیزها... کم کم این حالت ذهنی در ما نهادینه میشود و ترس، غم و اندوه و خیلی از ناآگاهیهای دیگر در سایه سانتوشا از بین میروند.

میگویند خداوند همانقدر از ما راضی است که ما از او راضی هستیم!

.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
 "در ساروانگآسانای صحیح، ذهن، بدن و روح یکی هستند. وقتی متوجه شوید که ذهن جدا شده، بدن جدا شده، بایستی حرکت را اصلاح کنید.

در کشش کلی حرکت یک تغییر شیمیایی در مغز بوجود میآید و مغز و بدن کاملاً سبک، آرام، ثابت و ساکت می شوند. هیچ فکری وجود ندارد، آگاهی فقط در بدن حرکت میکند و نه خارج از آن. بنابراین لزومی ندارد به شاگردان یادآوری کنید که به خود توجه کنند این اتفاق بخودی خود میافتد اگر حرکت، صحیح باشد..." : استاد آیینگر

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا | 
Controlling our desires is a continual pruning process.

B.K.S Iyengar

کنترل تمایلات و خواسته هایمان یک پروسه مداوم هرس و پالایش است: استاد آیینگر

.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت   توسط ساندیا |