---

 as beginners, we come to yoga with legs and arms. Then, as we progress in our practice we no longer have just legs and arms, but we have an upper leg, a lower leg, an upper arm, and a lower arm. Then, as we progress further, we have an upper outer leg, an upper inner leg, an upper back leg, an upper front leg, and so on.

http://studiopoyoga.com/what-is-intelligence/

"در شروع یوگا ما با دستها و پاهایمان به کلاس مبتدی می رویم. سپس همینطور که در تمرینات پیش می رویم دیگر فقط دست و پا نداریم بلکه پاهایمان به دو بخش بالا و پایین  و دستهایمان به دو بخش بالا و پایین تقسیم میشوند. سپس همانطور که بیشتر پیشرفت می کنیم به خط خارج ران، خط داخل ران، پشت ران، جلوی ران آگاه میشویم و احساس اندامها به قطعات ریزتر همچنان ادامه دارد..."

 

پ.ن: جمله مربی عزیزم هیچگاه فراموشم نمی شود میگفت: اگر نتوانی سمت راست و چپ بدنت را حس کنی و تفاوتشان را پیدا کنی و همسانشان کنی، آنوقت میروی ماشینت را با ماشین همسایه ات مقایسه میکنی!

.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم بهمن 1393ساعت   توسط ساندیا | 
 

آیا واقعا بدن ما 600 عضله (جدا از هم) دارد یا یک عضله است در 600 کیسه یک نیام (fascia) ؟!!

.http://www.anatomytrains.com/fascia/

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"بدن، فهم غلط تو از حقیقت خویش است.
اما حقیقت تو، جایی در همین وهم و خیال نهفته است، نه بیرون از آن.
بنابراین، بدن تو، تنها سرنخ تو برای رسیدن به حقیقت خویش است.

 اگر فرشته ای را ببینی و آن را با یک مجسمه سنگی اشتباه بگیری، تمامی آنچه که باید انجام بدهی این است که نگاه خود را میزان کنی و به آن مجسمه سنگی دقیقتر نگاه کنی، نه اینکه نگاه خویش را به نقطه ای دیگر بدوزی و در جایی دیگر به دنبال فرشته بگردی.
اگر نگاه خود را میزان کنی، متوجه میشوی که اصلاً مجسمه ی سنگی ای وجود نداشته است!"

از کتاب نیروی حال نوشته اکهارت تله

.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"برای بالابردن توان سیستم دفاعی بدن، همینطور برای خنثی کردن اثر شکلهای گوناگون افکار و احساسات منفی یک تمرین موثر و ساده وجود دارد. این تمرین بویژه هنگامی اثرگذار است که نخستین علایم یک بیماری را در خود کشف میکنیم اما در مواقع دیگر که کاملاً بیمار شده ایم نیز موثر است:
دقایقی پیش از به خواب رفتن و دقایق اولیه بیداری، چشمان خود را ببند، به پشت بخواب. بخشهای مختلف بدن خود را انتخاب کن و روی آنها تمرکز کن: دستها، پاها، شکم، سینه، سر و غیره. تا جایی که ممکن است انرژی حیاتی را در آنها احساس کن. با هر عضو از اعضای بدن خویش پانزده ثانیه باش. آنگاه اجازه بده که توجه تو همچون یک موج، چندین بار در سرتاسر بدن تو حرکت کند: از کف پاها به جانب سر و از سر دوباره به جانب کف پاها. چند دقیقه کفایت می کند.
این احساس را چند دقیقه نگه دار. در این چند دقیقه کاملاً حضور داشته باش، حضوری با تک تک سلولهای بدن خود. اگر گه گاه ذهن تو پادرمیانی کرد و خاطر تو را از بدن خویش به فکری منصرف کرد، نگران نباش. به محض مشاهده این موضوع، دوباره توجه خود را به بدن خویش معطوف کن."

از کتاب نیروی حال نوشته اکهارت تله

.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 
در یوگا هر آسانایی روی تک تک اجزای بدن و ذهن تاثیر میگذارد. یادم میآید زمانی خیلی درگیر و علاقمند به حفظ فواید حرکات یا effects هر آسانا بودم اما به مرور دیدم اصلاً جایی را نمیشه در بدن پیدا کرد که از یک آسانا تاثیر نپذیرد!

در مورد یوگای چشم، بقول مربیم ما صورت یا چشممان را بیرون کلاس جا نمیگذاریم و با بقیه بدن یوگا کنیم! بلکه با هر آسانایی هم یوگای صورت میکنیم هم یوگای چشم و این جدا کردن اندامها و اسم یوگا بر آنها گذاشتن، بنظرم چندان باورپذیر نیست.
در هرحال در یوگای آیینگر حرکتی فقط مخصوص چشم و صورت ندیده ام و معتقدند همه حرکات روی این دو تاثیر میگذارند. در پرانایاما بخصوص آگاهی ما از پوست بدن باید بالا باشد. 
در سبکهای دیگر یوگا حرکات مخصوص چشم وجود دارد که من هنوز هم این حرکات را دوست دارم و انجام میدهم بخصوص با آمدن نرم افزارهای ارتباطی موبایل مثل وایبر و ... نیاز به این تمرینات کاملاً احساس میشود.

و در فواصل انجام این حرکات حرکت پالمینگ palming (ایجاد حرارت در کف دست با مالش آنها بهم و بعد گذاشتن کف دستها بر روی چشم) خستگی عضلات چشم را میگیرد.
تراتاکا تکنیک دیگری است که شرایط و لحاظات خاص خودش را دارد اما تمرینات زیر در هر شرایطی قابل اجراست فقط سر باید ثابت و بدون حرکت باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 
"چشمان خود را ببند و به خود بگو: «نمیدانم فکر بعدی من چه خواهد بود.» آنگاه، هشیار باش و منتظر فکر بعدی خود. مانند گربه ای باش که سوراخ موش را می پاید. چه فکری از این سوراخ موش بیرون خواهد آمد.
حالت حضور آگاهانه و هشیاری شبیه انتظار است. اما نه انتظار ملال آور و پر اضطراب.
در این انتظار توجه تو معطوف به لحظه حال است. بنابراین جایی برای خیال بافی ها، فکرها، دغدغه ها، یادها و چشمداشتها باقی نمی ماند."

از کتاب نیروی حال نوشته اکهارت تله

در حرکات تعادلی، به محض اینکه فکر میآید تعادل بهم میخورد.

.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 
یک دعا از آموزه های اوپانیشادها در آغاز کلاسهای درسی مدارس هند خوانده میشود که بسیار زیبا و پرمعنی است:

Oṁ Saha nāvavatu
saha nau bhunaktu
Saha vīryam karavāvahai
Tejasvi nāv adhī tama astu
Mā vidviṣ āvahai
Oṁ Shāntiḥ, Shāntiḥ, Shāntiḥ

خداوند همه ما را حمایت کند
به همگی ما توان و انرژی عنایت کند
تا با همدیگر با انرژی زیاد همکاری کنیم
باشد که تلاش ما موثر باشد
خداوندا بگذار هیچ خصومت و دشمنی بین ما نباشد
باشد که صلح (در من)، صلح (در طبیعت)، صلح (از طریق نیروهای الهی) حاکم شود.

Om, May we all be protected
May we all be nourished
May we work together with great energy
May our intelect be sharpened (may our study be effective)
Let there be no Animosity amongst us
Om, peace (in me), peace (in nature), peace (in divine forces)

لینک دانلود

پ.ن:زیبا و پر معناست که در اکثر دعاهای متون مقدس، بجای ضمیر متکلم وحده (من) از ضمیر متکلم مع الغیر (ما) استفاده شده!!

.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت   توسط ساندیا | 

سه مثلث در این تریکون کاملاً مشخصه.
در مورد خودم هنوز به این سه مثلث نرسیدم در بهترین شکل آن دو مثلث را میتوانم بسازم!

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت   توسط ساندیا | 

"هنگامی که در مراقبه به صداها آگاه هستیم، در ابتدا احساس می کنیم صدا از جای دیگری می آید، پس از آنکه هوشیارتر شویم صدا را در گوشمان حس می کنیم. انگار حس می کنیم صدا در گوشمان پدید می آید اما هنگامی که از آن هم هوشیارتر شویم احساس می کنیم که صدا در ذهن رخ می دهد.
بدون ذهن، صدا وجود ندارد."

از کتاب «برف در تابستان» نوشته سایادو اوجتیکا (صفحه 32)

 

."ذهن، فی نفسه خطاکار نیست. وسیله ای ست شگفت و لازم. خطا آنجاست که تو آن را خود تلقی می کنی. اینجاست که ذهن به نفس تبدیل می شود، نفسانی می شود و آنگاه ارباب وجود تو می شود." :کتاب نیروی حال از اکهارت تله

 

پ.ن: مربیم میگفت "ذهن یا جای توجه است یا فکر، جایی که توجه کنید فکر از کار می افتد. توجه نزدیکترین ابزار هشیاری و حضور است. هرچقدر ذهن را بیشتر برگردانید (از فکر به توجه)، ذهن تربیت می شود."

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت   توسط ساندیا | 
برنامه ای جمعه ها ساعت 7 از شبکه چهار پخش میشه به اسم معرفت، که در آن آثار حکما و عرفای پیشین را به زبان ساده توضیح میدهد. این نوشته بی ارتباط با یوگاست. گرچه برقی که در چشمان استاد دینانی در این برنامه دیده میشود همانی است که بعد از کلاس پرانایاما در چشم همکلاسیهایم میدرخشد!

دو هفته پیش مفهوم زیبایی از کلمه «آن» ارائه شد. میدانیم که در مراقبه قرار است ذهن خود را از پرسه زدن در گذشته و آینده بسوی زمان حال و اکنون و فضای اینجا معطوف کنیم. در واقع انسان این قدرت را دارد که با نیروی اراده، گذشته و آینده را به حال تعلیق درآورده و در اکنون بسر برد.
اما اینکه اکنون را نیز به حال تعلیق درآورد و «آن» را تجربه کند و به ساحت جاودانگی برسد از عجایب خلقت این موجود ناشناخته یعنی انسان است.

استاد دینانی میگوید:

"ما هم اکنون، گذشته را تعلیق می کنیم زیرا که هم اکنون در گذشته نیستیم، آینده نیز در تعلیق است زیرا که آینده برای ما الان حضور ندارد، پس انسان ها در «آن» زندگی می کنند. ما نه در گذشته هستیم و نه در آینده. آینده که هنوز نیامده حتی یک ساعت آینده یا دقایق آینده به حکم اینکه هم اکنون نیست، در تعلیق است.  پس ما الان در «حال» هستیم.
خوب پس گذشته در تعلیق است و آینده نیز چون هنوز نیامده در تعلیق است و ما در حال هستیم اما عقل آنچنان قدرت دارد که حتی «اکنون» را هم در تعلیق می گذارد. شما می توانید در «اکنون» هم نباشید و در جاودانگی به سر ببرید. یعنی به جاودانگی بیاندیشی. اصحاب کهف، افرادی بودند که «اکنون» را نیز تعلیق کردند. این، عقل است."

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت   توسط ساندیا |